سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
5
طب در دوره صفويه ( فارسى )
ماه يكى از پسرهاى او ، كه بطور حتم بزرگترين ايشان نبود ، مقام سلطنت را به دست آورد و اين شخص همان كسى است كه بعدها به نام شاه عباس كبير معروف شد . چگونگى رسيدن او را به سلطنت عالىجناب پل سيمون « 12 » كه يكى از مبلغين فرقهء كرملى در ايران بود و در سال 1015 به ايران آمده بود چنين مىنويسد : « پادشاه ايران شاه عباس نام دارد . او دومين پسر سلطان محمد خدابنده است ، و پس از مرگ پدر از ترس برادر بزرگ خود به خراسان فرار كرد و در آنجا به طور ناشناس به صورت دراويش و در نهايت فقر بين تاتارها زندگى نمود تا اين كه عدهاى از بزرگان كشور ، كه خواهان تغيير پادشاه بودند ، مقام سلطنت را به او عرضه داشتند . آنها موجبات قتل شاه را به دست دلاكش فراهم آورند و اين شخص به هنگام تراشيدن ريش شاه سر وى را بريد . سپس بزرگان كشور به دنبال عباس ميرزا فرستادند و او به كمك تاتارها ايالات و ولاياتى را كه طرفدارش بودند تسخير كرد و سپس همانطور كه وعده داده بود به كسانى كه در رسيدن وى به تاج و تخت يارى كرده بودند مالومنال فراوان بخشيد ، اما شبى در يك ضيافت از ايشان پرسيد كه آيا برادرش پادشاه خوبى بود يا نه ؟ و آنها جواب دادند بله ، شاه بلافاصله دستور داد همهء آنها و دلاكى را كه برادرش را كشته بود گردن زدند و زادگاه ايشان را ويران ساختند . » « 13 » تمام مجد و عظمتى كه ايران در دورهء صفويه پيدا كرد به واسطهء كاردانى و لياقت همين مرد جوانى بود كه اينك به سلطنت رسيده بود . او براستى در بين كليهء پادشاهان اين سلسله پادشاهى منحصر به فرد محسوب مىگردد . شاه عباس نقطهء تحولى در چگونگى سلطنت پادشاهان سلسلهء صفويه محسوب مىگردد . بنا به قول پروفسور براؤن « جلوس اين پادشاه بر تخت سلطنت نه تنها موجب گرديد كه پس از تقريبا هشت قرن و نيم هرج و مرج ، امپراطورى ايران دوباره نضج بگيرد و مليت ايرانى يكبار ديگر احياء گردد ، بلكه باعث شد ايران وارد مرحلهء اتحاد و يگانگى اقوام مختلفى كه در آن زندگى مىكردند بهشود و اوضاع سياسى آن چنان نظم و قوامى پذيرد كه هنوز هم آثار آن باقى است و به چشم مىخورد . پس از آن كه مقام شاه عباس بر مسند سلطنت تثبيت گرديد ، اروپائيان به منظور كمك به او براى مقابله با تهديد عثمانىها قدم پيش گذاشتند ، و باب دوستى را با وى باز كردند . سالها قبل از اين جريانات ، پاپ هياتى را به ايران اعزام داشته بود كه هدف ظاهرى آن تبديل ايران به يك كشور مسيحى بود ، اما هدف اصلىاش وادار ساختن پادشاهان ايران به حمله به عثمانىها و باز كردن يك جبههء دوم در سمت شرق كشور مزبور بود تا مانع از فتح شدن كشورهاى مسيحى اروپائى به دست قواى عثمانى بهشود . چنين نقشهاى موافق طبع شاه عباس هم قرار گرفت و به اين ترتيب نيازى دوجانبه به وجود آمد . در ابتدا اروپا به ايران احتياج داشت ، اما در سالهاى آخر عهد صفويه اين ايران بود كه به زرادخانهء اروپا نيازمند گرديد
--> ( 12 ) - Fr . Paul Simon ( 13 ) - مشابه اين مطالب در اسناد معتبر تاريخى مشاهده نمىشود و اين مطالب نادرست به نظر مىرسد ( مترجم )